خبرگزاری حوزه | شیعه امروز کجای معادلات قدرت ایستاده است؟ گاهی برای فهمیدن میزان تغییرات یک دوره تاریخی، لازم نیست سراغ آمار و اعداد پیچیده برویم؛ کافی است به نقشه جهان نگاه کنیم. روی همین نقشه، دو نقطه وجود دارد که شاید برای بسیاری فقط نام دو تنگه دریایی باشد، اما امروز به یکی از مهمترین نشانههای تغییر موازنه قدرت در منطقه تبدیل شدهاند: تنگه هرمز و تنگه بابالمندب.
اگر تاریخ معاصر منطقه را مرور کنیم، بهسختی میتوان دورهای را پیدا کرد که جریان شیعه تا این اندازه توان اثرگذاری بر معادلات مهم منطقهای و بینالمللی را داشته باشد. این اتفاق یکشبه به وجود نیامده است؛ حاصل چند دهه ایستادگی، مقاومت، هزینه دادن و البته شکلگیری یک تفکر جدید درباره قدرت است.
انقلاب اسلامی ایران نقطه عطف این تحول بود. پیش از انقلاب، ایران یکی از متحدان اصلی آمریکا در منطقه بود و بخش مهمی از معادلات امنیتی خلیج فارس نیز خارج از اراده ملتهای منطقه تنظیم میشد. اما انقلاب اسلامی این معادله را تغییر داد و نشان داد کشوری که بر استقلال و اتکای به مردم خود تکیه کند، میتواند در برابر قدرتهای بزرگ نیز بایستد.
امروز تنگه هرمز در جنوبیترین نقطه ایران، تنها یک آبراه جغرافیایی نیست؛ یک نقطه بسیار حساس در اقتصاد و امنیت جهان است. بخش قابل توجهی از انرژی جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه ناامنی یا محدودیت در آن، بازار انرژی و اقتصاد بسیاری از کشورها را تحت تأثیر قرار میدهد. همین واقعیت باعث شده است که قدرت ایران در منطقه، صرفاً یک قدرت نظامی داخلی تلقی نشود، بلکه به عاملی در محاسبات قدرتهای بزرگ تبدیل شود.
آن سوی عربستان چه میگذرد؟ یمن در قلب یک معادله مهم
کشوری که سالها با جنگ، محاصره، فقر و فشارهای سنگین روبهرو بوده، امروز به بازیگری تبدیل شده که نمیتوان نقش آن را در امنیت دریای سرخ و بابالمندب نادیده گرفت. انصارالله یمن راه سادهای برای رسیدن به این نقطه نداشت. آنها سالها سختی کشیدند و در شرایطی که از امکانات بسیاری از ارتشهای منطقه برخوردار نبودند، با تکیه بر ایمان، اراده، مقاومت و ایستادگی توانستند معادلاتی را تغییر دهند که بسیاری تصور نمیکردند روزی تغییرپذیر باشد.
امروز دیگر سخن از نزدیک شدن انصارالله به بابالمندب نیست؛ انصارالله به این تنگه رسیده و با در اختیار گرفتن جزیره میون و مناطق مشرف بر آن، عملاً یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان را تحت کنترل خود گرفته است.
بابالمندب فقط یک تنگه برای یمن نیست. این آبراه، دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند و مسیر مهمی برای تجارت میان آسیا و اروپا به شمار میرود. اهمیت آن به اندازهای است که حتی تهدید و اختلال در این مسیر، شرکتهای بزرگ کشتیرانی جهان را مجبور به تغییر مسیر و عبور از اطراف آفریقا کرده و هزینه و زمان حملونقل را افزایش داده است.
اینجاست که باید به یک نکته مهم توجه کرد؛ قدرت امروز شیعه فقط در تعداد موشکها، پهپادها یا تجهیزات نظامی خلاصه نمیشود. بخش مهمی از این قدرت، توان ایستادگی و تغییر محاسبات دشمن است.
ایران با انقلاب اسلامی توانست از یک کشور وابسته به قدرتی مستقل تبدیل شود و یمن نیز با وجود سالها جنگ و فشار، نشان داد ملتی که اراده مقاومت داشته باشد، حتی با امکانات محدود هم میتواند معادلات منطقهای را تحت تأثیر قرار دهد.
شاید بتوان گفت یکی از مهمترین دستاوردهای چند دهه اخیر همین است: جریانی که زمانی در بسیاری از معادلات جهانی نادیده گرفته میشد، امروز در دو سوی شبهجزیره عربستان، در دو نقطه حساس جغرافیایی، به یکی از عوامل مهم محاسبات قدرت تبدیل شده است.
این مسیر البته پایان راه نیست. این قدرت وقتی ماندگار میشود که در کنار مقاومت، با وحدت، پیشرفت علمی و توان اقتصادی همراه باشد. اما امروز یک واقعیت روشن است؛ برای فهم تحولات منطقه و حتی بخشی از معادلات اقتصادی جهان، دیگر نمیتوان نقش جریان مقاومت شیعی را نادیده گرفت.
این تغییر، نتیجه سالها صبر و مقاومت است؛ از ایرانِ پس از انقلاب تا یمنی که سالها زیر فشار جنگ ایستاد. شاید مهمترین پیام این تجربه آن باشد که قدرت همیشه از جایی آغاز میشود که یک ملت تصمیم میگیرد دیگر سرنوشت خود را به اراده دیگران گره نزند.
و این شاید همان چیزی باشد که امروز بیش از هر چیز دیگری، معادلات منطقه را تغییر داده است.
سخنی با برخی که ادعای شیعه بودن دارند!
شیعه واقعی امیرالمؤمنین(ع) کسانی هستند که وقتی ظلم و جنایت را میبینند، نمیتوانند فقط تماشا کنند و بگویند در زمان غیبت باید سکوت کرد تا امام زمان(عج) بیاید. نمیشود کشتار زن و کودک را دید، و هیچ مسئولیتی برای خود قائل نبود.
اگر این نگاه در میان شیعیان حاکم بود، امروز نه از شیعه خبری بود و نه حتی از اسلام؛ چون این مکتب با کسانی به ما رسیده که در بزنگاههای تاریخ ایستادند و بیتفاوت نماندند.
در مقابل، متأسفانه بخشی از جریانهای شیعی هستند که سیاست را از دین جدا میدانند؛ در هیئت حاضر میشوند و برای اهلبیت(ع) عزاداری میکنند و به سر و صورت میزنند، اما وقتی پای آمریکا و رژیم صهیونیستی و اتفاقات مهم جهان اسلام به میان میآید، میگویند این مسائل ربطی به دینداری ندارد. برائت را هم فقط در چند دشنام و شعار خلاصه میکنند؛ آن هم درست در زمانی که جبهه اسلام در برابر دشمنی سراپا مسلح و دندانتیزکرده قرار دارد.
انقلاب اسلامی ایران یکی از مهمترین اتفاقاتی بود که دوباره این روح را در شیعه زنده کرد؛ اینکه میشود مسلمان بود، اهل عبادت و هیئت بود، اما در همان حال نسبت به آنچه بر سر مسلمانان و مظلومان جهان میآید هم بیتفاوت نبود.
شاید امروز یکی از مهمترین نشانههای قدرت شیعه همین باشد؛ شیعهای که دیگر فقط تماشاگر اتفاقات منطقه نیست و خودش در شکل دادن به معادلات منطقه نقش دارد.
حجت الاسلام نقی امینی










نظر شما